صفحه نخست تماس با ما RSS 2.0

درباره ما

به وب سايت الگوي مصرف خوش آمديد . براي شما لحظات خوبي را آرزو ميكنم . بنده رضا عبدالملكي ، دانشجوي رشته كامپيوتر از دانشكده فني دورود هستم . ما را از نظرات گرم خود محروم نكنيد . با سپاس .

مدير سايت :رضا عبدالملكي
 

آمار سايت

بازديد : 157373
كل مطالب : 612
كل نظرات : 21
بروز رساني: دوشنبه 24 فروردین 1394 
» کاربر: Admin

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS

site map site map ror html site map
Add to Technorati

طراح قالب و سرور وبلاگ

 

جهان بی هنر

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

ولع لجام گسیخته که رویکردخام اندیشانه به تکنولوژی آن را تشدید هم کرده است هرگز نمی تواند مجال مغتنمی برای اندیشیدن انسان در حقیقت خویش را فراهم آورد. انسان عصر جدید روز به روز – از دیروز و پریروز خود – تهی می شود و معنای برین زندگی را با جستجوی نازل برای به کف آوردن ابزارهای زیستن متعارف خلط کرده است.
جستجوی ژرف در تاریخ به ما می گوید که انسان سه گمشده اساسی و عمده داشته است. او زمانی خود را در آرامش می یافته که به نوعی خود را نائل و یا دست کم مایل و نزدیک به این سه مطلوب می دیده است و آن عبارت است از: حقیقت (راستی)، خیر ( نیکی) و جمال (زیبایی). انسان برای غنودن در گستره های بی پایانی از آرامش همه جانبه درونی، خود را ملزم به جستجو برای یافتن این سه کلید اصلی خوشبختی و خوشوقتی دانست. او در مسیر پی جویی حقیقت با علم ملاقات کرد؛ و در هنگامه یافتن خیر، به زیبایی دست یافت و آن گاه که در صدد نیل به زیبایی بود با رخساره دلارای هنر روبرو شد. انسان، از سه پنجره به هنر نگریست:
گاه هنر را در معنای فضیلت به کاربرد؛ که نوعاً در گذشته چنین معنایی از هنر در سر انسان بود. یعنی همه کسانی که آراسته به صفتی انسانی و برین بودند و از عیب می گریختند دارای مقام هنر بودند. بر این اساس همه ذرات عالم از این حیث که عیبی بر ایشان – به واسطه متنعم شدن از فیوضات فیاض علی الاطلاق – متصور نیست دارای شانی از شئونات هنر هستند. نظامی گنجوی - که بحق سخنگوی ایران انسانی و خردمندانه است- چرخ هستی را موجودی ذوی الشعور و بهره مند از هنر و هنرمند می داند و می گوید:

 

مصرف، خط تيره، اسراف

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

ويرجينيا وولف نويسنده شهير قرن ۱۹ و ۲۰در «به سوى فانوس دريايى» گاه و بى گاه دست به مقايسه دو فرهنگ انگليسى و فرانسوى مى زند و با انتقاد از مصرف گرايى انگليسى ها مى گويد: «آنچه يك آشپز انگليسى هنگام پخت غذا دور مى ريزد كافى است تا يك آشپز فرانسوى با آن براى يك خانواده غذا بپزد.» غذايى خوشمزه و خوش رنگ كه از دور ريز پوست ميوه ها، سبزيجات و... درست شده است. وولف بلافاصله از طرز سرخ كردن گوشت در آشپزخانه هاى انگليسى انتقاد مى كند و آن را به تمسخر مى گيرد: «چنان گوشت را سرخ مى كنند كه انگار چرم است» چرمى كه چيزى از خاصيت گوشت در آن باقى نمانده است. اسفناجى كه آنقدر جوشيده و آبش در ظرفشويى برگردانده شده كه ديگر آنچه باقى مانده تفاله اى بيش نيست، گندمى كه سبوس آن دور ريخته شده و...

در فرهنگ اسلامى كلمه «اسراف» برخلاف «تبذير» تنها يك واژه اقتصادى نبوده و كاربرد آن منحصر به امور مالى نيست، بلكه اين واژه قبل از آن كه نشانه يك بيمارى در امور اقتصادى باشد بيانگر وضعيت نامناسب فرهنگى شخص و يا جامعه مسرف است. يكى از مواردى كه در قرآن كريم و احاديث بدان تأكيد فراوان شده، دورى از اسراف و بهره گيرى مناسب از نعمات الهى است و جايگاه فرهنگ مصرف در مكتب اهل بيت(ع) به خوبى نمايان است، به طورى كه حضرت امام زين العابدين (ع) در فرازهايى از دعاى خود مى فرمايد: «پروردگارا بر محمد و آل او درود فرست و پرده اى بين من و اسراف و افزون طلبى حايل كن و با در پيش گرفتن انفاق و ميانه روى به زندگى من قوام بخش و راه هاى صحيح مصرف و اندازه گيرى در معيشت را به من تعليم فرما و به لطف خود مرا از ارتكاب تبذير بركنار دار» به طور كلى اسراف در هر شرايطى امرى نكوهيده و ناپسند است و در مقابل صرفه جويى و استفاده بهينه از منابع و امكانات تداوم بخش رشد پايدار اقتصاد در تمامى جوامع به شمار مى رود. اگر بخواهيم به ريشه هاى ترويج اسراف نظرى بيفكنيم به مسائلى نظير فقدان الگوى مصرف، فرهنگ ناصحيح مصرف، تبليغات و افزايش مصرف گرايى، وجود برخى رسم هاى ناصحيح در جامعه، چشم و هم چشمى خانواده ها، اتكا به درآمدهاى نفتى، ساختار نامناسب توزيع و هزاران عامل ديگر برمى خوريم كه عنوان نمودن تك تك آن ها از حوصله اين بحث خارج است.

 

مد و رفاه

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

مد و مدپرستى را به صورت‏هاى گوناگون مى‏توان مورد بررسى قرار داد; ولى من سعى كردم كه مدگرايى را در سير خطى مشخص مورد بررسى قرار دهم. شكل‏گيرى طبقات جديد اجتماعى و اقتصادى در كشورمان به همراه جداسازى طبقاتى، فرهنگى، مصرف گرايى، رفاه‏زدگى و تجمل پرستى و رويكرد به آنچه كه طى ساليان آغازين انقلاب اسلامى مذموم شمرده مى‏شد، در جامعه رشد و نمو يافت و در اشكال مختلف بروز كرد. رشد بى‏رويه واردات خارجى و تبليغات لجام گسيخته براى مصرف آنها، جوى را در كشور حاكم ساخت كه ما را فرسنگ‏ها از آرمان‏ها و اهداف انقلاب اسلامى دور ساخت. در هر حال رشد قارچ گونه مدگرايى و به دنبال آن تجمل پرستى و اشرافى‏گرى در جامعه و نمود عينى آن در همه سطوح اجتماعى را مى‏توان يكى از آثار شبيخون و هجمه فرهنگى عليه انقلاب اسلامى دانست و گرايش شديد جوانان به پديده مد و مد پرستى، متاثر از اين امر است.